نظام الدين شامى

مقدمه 24

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

دولتشاه سمرقندى تذكره نفيس خود را نوشت : خط و نقاشى و تذهيب ، با اقبالى وسيعتر روبرو شد . و آثار ارزنده‌اى وسيله هنرمندان اين رشته‌ها خلق شد كه شهرت عالمگير دارند . بايسنقر ميرزا ، پسر شاهرخ كتابخانه و مجمع علمى و ادبى بوجود آورد و بطور شايسته‌اى از خطاطان و نقاشان و تذهيب‌كاران حمايت كرد . رياضيات و هيئت و نجوم نيز ترقى نسبتا " پراهميتى داشت . الغ بيك پادشاه سمرقند - نبيره تيمور - از رياضيات و هيئت و نجوم پشتيبانى شايانى كرد . رصدخانه و زيجى كه او ترتيب داد ، مشهور است . اين حمايت‌ها ، كمابيش شامل حال شعر فارسى نيز ميشد . اما شعر ، با سرنوشت ديگرى دست‌به‌گريبان بود . شعر فارسى در سراشيب انحطاطا قرار داشت و اين نوازش‌ها نمىتوانست نجاتش دهد . اين تمايل و گرايش به فرهنگ‌دوستى را در رده‌هاى بعدى از اعقاب تيمور ، كمابيش مشاهده مىكنيم . سلسله گوركانيان هند ، از آن جمله‌اند : بابر بنيانگذار اين سلسله از اعقاب تيمور بود كه در سال 1526 ميلادى يعنى حدود 170 سال پس از حمله تيمور به هند ( 1369 ميلادى ) دهلى را فتح و سلسله گوركانيان يا مغولان هند را تاسيس كرد . جواهر لعل نهرو مىنويسد : در همان زمان كه در اروپا دوران رنسانس آغاز ميگشت ، در شهرهاى سمرقند و بخارا نيز يك دوران رنسانس هندى در زمان تيموريان رونق گرفت كه زير نفوذ شديد ايران بود . و در چنين محيطى بود كه بابر يكى از اعقاب تيمور متولد شد و رشد يافت و با اينكه مدت زيادى پس از بدست آوردن تخت سلطنت دهلى زنده نماند ( حدود چهار سال ) اما پايتختى پرشكوه را در اكره بنيان نهاد . او شاهزاده‌اى دلير ، ماجراجو ، دوستدار هنر ، علاقمند به زندگى خوب و مرفه و در مجموع شخصيتى جذاب و جالب بود . نواده‌اش ابر حتى از خود او جالب‌تر بود و صفاتى عاليتر و درخشان‌تر داشت . نهرو اضافه مىكند كه : ابر سردارى دلير و بىباك و درعين‌حال بسيار ملايم و پرمهر بود . مردى ايده‌آليست و خيال‌پرور و درعين‌حال اهل اقدام و عمل بود . رهبرى بود كه وفادارى پرشور و صميمانه پيروانش را برميانگيخت .